على ربانى گلپايگانى
197
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )
5 - متكلمان اماميه نيز دو دستهاند ، برخى آن را ممكن و گروهى ممتنع دانستهاند ، ابو اسحاق ابراهيم بن نوبخت مؤلف « ياقوت » آن را ممكن دانسته است ولى خواجه نصير الدين ، ابن ميثم بحرانى ، علامه حلى ( رحمهم اللّه ) آن را ممتنع دانستهاند و فناء و عدم را به متفرق شدن اجزاء ، تفسير نمودهاند ، نه معدوم شدن به طور كلى « 1 » . مقصود از اعاده معدوم چيست ؟ مهمترين مطلب در اين مسأله ، اين است كه اعاده معدوم كاملا تشريح و تبيين گردد و مقصود از آن روشن شود ، زيرا اگر انسان تصور صحيح و روشنى از آن داشته باشد ، در ممتنع دانستن آن كمترين ترديد و تأملى نخواهد كرد و همانگونه كه شيخ الرئيس ادعا نموده است ، اين مسأله را از بديهيات و فطريات عقلى « 2 » خواهد يافت . اكنون ببينيم مقصود از « اعاده » چيست ؟ اعادهء در موارد و معانى مختلفى به كار مىرود . 1 - جمع اجزاء پراكنده : كلمهء « اعاده » گاهى به معنى جمع اجزاء پراكنده و متفرق به كار مىرود ، در امكان اين معنا جاى هيچگونه ترديدى نيست ، هرگاه اعاده كننده داراى قدرت لازم بر انجام اين كار باشد و نيز علم گسترده و جامع نسبت به همه اجزاء پراكنده داشته باشد ، هيچگونه مانع عقلى در تحقق يافتن اعاده نخواهد بود « 3 » . اين معنا از « اعاده » در اين فصل مورد بحث نمىباشد . 2 - ايجاد موجودى مشابه موجود اوّل : برخى كه دقت كافى در اين مسأله نمىكنند ، « اعاده » را به معنى ايجاد موجودى مشابه آنچه معدوم شده است تفسير
--> ( 1 ) قواعد المرام ، ص 147 ، انوار المكوت ، ص 191 ، كشف المراد ، ص 317 . ( 2 ) نكته جالب اين است كه فخر رازى داراى مشرب كلامى و تفكر جدلى است و در بسيارى از مسائل با حكماء به مجادله برخاسته است ، در اين مسأله با نظريه حكماء موافق بوده و بلكه كلام شيخ را در بديهى بودن آن تصويب و تأييد كرده است . اسفار ، ج 1 ، ص 356 ، شوارق الالهام ، ص 127 . ( 3 ) انوار الملكوت ، ص 191 .